سه‌شنبه، مهر ۲۰

DIVERT


یه حس الکی انتظار دارم چون همه چیز به یه گره میرسه .کارم گیره اون پیره زن بد جنس , شروع کرده به اذیت کردن مدام داره زیره پامو خالی میکنه .رفتنم  , موندنم  قبول یه آینده مبهمه.مدام کار میکنم انگار باورم شده امروز روز آخره باید همه چیز درست و دقیق باشه تا وقتی میرم کم کاری نکرده باشم .دست و دلم به خرید هم نمیره واسه چی رخت و لباس نو بخرم ؟  تنها چیزی که تو این مدت خوشحالم میکنه خرید واسه تولد  _ تو این ماه چندتا تولد دارم..مهر  مثله همه منو یاد مدرسه میندازه .همون روزای که موقع نوشتن دیکته باید میرفتم زیر نیمکت و تمام مدت پاهام خواب میرفت یا اوایل صبحی که معلم می بردم  پای تخته تا مثلا ریاضی حل کنم ولی خودش شروع میکرد به حل کردن و بعدم درس دادن و من همچنان ایستاده بودم تا اینکه فشارم میومد پائین  از حال می رفتم.همه اون کودکی دوباره میخوام.

(خواهر کوچیکه گفت میل نزن خودتو کوچیک نکن ولی گوش ندادم حالا از بزرگی کوچیک شدم .بقول برو بچ دایورتم کرد به ...چپش.)

سه‌شنبه، شهریور ۲۳

:((

از اونجای که کلی کمکم کردین برای خرید موبایل(جا داره تشکر کنم ) و با تمام ادعای زرنگ بودنم  , مرتیکه بی وجدان سرم کلاه گذاشت و به اسم گارانتی اصل 70-80 تومنی اضافه کرد تو پاچم.البته اگه این منشی فضول شرکت نبود نمیفهمیدم که چه بر سرم امده.نمیدونین چجور خودمو به علاالدین رسوندم تا مثلا حقشو بزارم کف دستش.از داد و بیداد شروع شد و به 124 و پلیس کشیده شد. .اونقد_ دزد بود اونقد_ دزد بود که نگوجلو چشم من و اقا حراستی فاکتور عوض کرد که اصلا نفهمیدیم چی شد.اخرشم ما به التفاوت ازش گرفتم ((((((((((:
.از پاساز که اومدم بیرون نفهمیدم  چه جوری خودمو رسوندم به ماشین.از ترسم بر نمی گشتم پشت سرمو نگاه کنم تا مبادا یکی از اونارو ببینم.منی که تا اون موقع شده بودم گرگ تا پام رسید به ماشین زدم زیر_ گریه.تمام بدنم یخ کرده بود از بس دستام میلرزید نمی تونستم سوئیچ بچرخونم.ولی بلاخره حقمو گرفتم .آخه اینم مملکته ما داریم!

چهارشنبه، شهریور ۱۷

سه‌شنبه، شهریور ۱۶

اعتماد به دزد

یک ماه می خوام یه گوشی بخرم 2 بار رفتم علاالدین 1 باربازار موبایل 1بارم ایرانیان روزی 100 بارم تو نت دارم فلان مدل با بهمان  مدل مقایسه میکنم .آخرشم هیچی .فروشنده وقتی دید کلی کارت دارم که روش اطلاعات مدلایی که دنبالشم , گفت :خانم اینجا همه دزدن به یه دزد اعتماد کن و بخر ازش. حالا شما اگه موبایل فروشی که دزد نباشه سراغ دارین, خبر کنین.

هویجییوری

رمضان امسالم تموم شدولی مثله سالهای قبل  نبود.امسال اصلا خدارو دوست نداشتم بی دلیل روزه میگرفتم شایدم از رو عادت .بقولی هویجییوری.

دوشنبه، مرداد ۲۵

شنبه، مرداد ۱۶

شالیزار


از بچه گی عاشق بوی شالیزار بودم.کلا شامه خوبی دارم. هروقت تو ذهنم خاطرات گذشت رو مرور میکنم ناخداگاه بوی اون خاطره تو سرم میپیچه .حالا بوی برنج یه چیزه دیگست.